می دونید obsession یعنی چی؟ یعنی پرداختن زیاده و به صورت متمرکز به یک موضوع یا چیز. فعل ش میشه to obsess over something و صفت ش هم میشه obsessed یا obsessive.
خیلی استفاده میشه مثلا She's obsessed with Hollywood.
یا استفاده فعل ش میشه He obsesses over his problems.
توی فارسی این obsession،وسواس ترجمه شده و "تریکوتیلومینیا" که قبلا درباره اش حرف زده ام "Obsession with hair follicles" یعنی فعالیت متمرکز شده بر فولیکول های مو.
می تونید پینترست م رو در این باره ببینید:
https://pin.it/voZ2f3P
این حباب های آمینو اسید و پروتئین از نظر من مثل رشته های فیبر نوری می مانند. احساس می کنم به این خاطر باید به قولی از بودنشون مطمئن بشم که یه جورایی من رو از زنده بودنم مطمئن می کنه! شاید که نه حتما اگه سرم گرم باشه و بهم توی دنیا خوش بگذره سراغ این فعالیت نمیرم ولی از بچه گی دنیا رو یه جورایی بی مزه می دیدم. یعنی می خواستم پر از اتفاق های خوب و هیجانی باشه مثلا.
یه دلیل دیگه ای که سراغ ش میرم اینه که فکر می کنم فعالیت بیولوژیکی بدن رو تسهیل می کنه و به شدت کالری سوز هم هست. مثلا دیشب بعد از مدت ها سراغ این کار رفتم و دلیلش هم به شروع عادت ماهیانه م حتما مرتبطه یعنی طبق تجربه ای که دارم.
هیچی دیگه گفتم اینها رو اینجا بنویسم. چون دلیل علمی برای این behaviour، یا behavior* وجود ندارد و این رفتار زیر "رفتارهای وسواسی" دسته بندی شده. It has been classified as an obsessive behaviour
-امیدوارم این اطلاعات روزی یه درد "یک نفر تا چند نفر" به قول رامبد بخوره.
* نگارش متفاوت کلمات در انگلستان و آمریکا.
برچسب:
نویسنده: ماهان فرهادی